
یک توپ نرم را با نوک انگشتانپشم پیچاند، الیاف ظریف و کرکی که در امتداد انگشتان دست پخش شده است، مانند گرم شدن دستی توسط خورشید. رشته های نخ های ابریشمی در هم تنیده گرمای دنیای انسان ها و همچنین کند شدن زمان را پنهان می کند. در دوخت های بافندگی، روزهای معمولی در مناظری گرم و شیک بافته می شود.
دنیای پشم ملایم و غنی است. صورتی روشن مانند اولین شکوفه های هلویی است که در بهار شکوفا می شود، رنگ سفید کم رنگ مانند اولین شاخه های پوشیده از برف در زمستان، دریایی مانند آسمان پرستاره آرام در نیمه های شب و زردچوبه مانند آفتاب گرم در بعد از ظهر است. هر رنگ یک حالت ذهنی را پنهان می کند و هر بافتی انتظاراتی را به همراه دارد. ضخامت نخ های ضخیم برای مقاومت در برابر زمستان سرد، سبکی نخ های نازک مناسب فصل بهار و پاییز، لطافت ترمه نزدیک به پوست، قابلیت تنفس نخ های پنبه ای با طراوت و راحتی و دوام الیاف اکریلیک مناسب برای زندگی روزمره است. پشم های مختلف مانند بخش های مختلف زندگی هستند که هر کدام جذابیت و سبک خاص خود را دارند.
بافندگی هرگز یک تکرار ساده نیست، بلکه طنین بین دست و قلب است. هنگام شروع سوزن مراقب باشید، هنگام پیچیدن با آرامش، هنگام بستن سوزن پر از شادی، هر حرکتی سرشار از تمرکز و عشق است. همانطور که نوک انگشتان شما حرکت می کند، پشم به تدریج شکل می گیرد، از یک توپ از نخ ابریشم نامرتب گرفته تا یک دستکش گرم، یک روسری نرم، یک ژاکت مناسب، یا یک زیور آلات زیبا. آن بخیه های به ظاهر دست و پا چلفتی و اشتباهات گاه و بیگاه در خطوط عیب نیست، بلکه آتش بازی منحصر به فرد صنایع دستی و آثار ملایمی است که زمان به جا گذاشته است.
نور خورشید از مشبک پنجره می تابد و بر موهای سفید مادربزرگ و پشم نرم می تابد. هوا مملو از عطر ضعیف پشم و بوی آتش بازی روی بدن مادربزرگ است. آن زمان معنی بافتنی را نمی فهمیدم. من فقط احساس کردم که دستان مادربزرگ جادویی است و می تواند رشته های آشفته را به گرم ترین همراهی تبدیل کند. وقتی بزرگ شدم، نخ و سوزن برداشتم، و سپس به تدریج متوجه شدم که فرآیند بافتنی، فرآیند گفتگو با زمان و فرآیند تسکین احساسات است.
در دنیای پر سرعت، ما همیشه دنبال زمان هستیم، با عجله قدم می زنیم، زیبایی های اطراف خود را نادیده می گیریم و آرامش خود را از دست می دهیم. و بافندگی فقط دلیلی برای کاهش سرعت به ما می دهد. تلفن همراه خود را زمین بگذارید، تندخویی خود را کنار بگذارید، نخ را با نوک انگشتان خود بچرخانید و بخیه ها را بریزید. تمام اضطراب و خستگی به آرامی در این بخیه از بین می رود. وقتی روی هر شروع بخیه و هر بخیه اضافه میکنید، وقتی نگاه میکنید که پشم به تدریج در دستان شما شکل میگیرد، آن حس موفقیت و بهبودی را احساس خواهید کرد که هیچ محصول الکترونیکی نمیتواند به شما بدهد.
پشم گرم است، گرما را بین مردم حمل می کند. برای پنهان کردن نگرانی و عشق، یک ژاکت برای خانواده خود ببافید. روسری برای دوست ببافید تا نعمت و همراهی را پنهان کنید. یک شی کوچک برای خود ببافید تا عشق و خوددرمانی را پنهان کنید. این محصولات دستباف ممکن است به اندازه کافی نفیس نباشند، یا ممکن است کامل نباشند، اما هر دوخت و نخی در آن گذاشته شده است و لطافت منحصر به فردی در آن نهفته است. درست مانند یک فنجان چای داغ در زمستان، نسیم در تابستان ممکن است عادی به نظر برسد، اما می تواند ناخواسته دل مردم را گرم کند.
زمان بافت ملایم، آرام و پر قدرت است. این به ما اجازه می دهد تا آرامش درونی را حفظ کنیم و زیبایی صنایع دستی را در زندگی سریع احساس کنیم. به ما این امکان را می دهد که پشتکار و صبر را درک کنیم و یاد بگیریم که در هر بخیه با خودمان کنار بیاییم. پشم جان ندارد، اما به نیت بافنده گرما دارد. در روزها موجی نیست، اما به خاطر همین عشق، درخشندگی دارد.
انشاالله همه ما در زندگی پرمشغله خود اوقات فراغتی داشته باشیم، نخ و سوزن برداریم، با پشم همراهی کنیم و با زمان قدم بزنیم. لطافت را در سالها ببافید و عشق را در بخیه ها پنهان کنید تا هر گلوله پشمی با نور خود بدرخشد. هر تکه از زمان بافتنی می تواند به گرم ترین و با ارزش ترین خاطره زندگی تبدیل شود. به هر حال، لمسکنندهترین زیبایی هرگز دور نیست، بلکه در لطافت نوک انگشتان که نخ را میپیچند، در زمان این بخیه است.